نیمه شعبان فقط یک مناسبت تقویمی نیست؛ شبی است که تاریخ نفس تازه میکند و امید، دوباره متولد میشود. شبی برای یادآوری حضوری نادیدنی که جهان را هنوز سر پا نگه داشته است.
به گزارش پایگاه خبری آوای امروز، نیمه شعبان که میرسد، هوا انگار فرق میکند؛ نه فقط بهخاطر چراغانیها و لبخندها، بلکه بهخاطر حس نامرئیِ حضوری که دیده نمیشود اما انکارشدنی هم نیست. شبی که به نام تو گره خورده است، ای وعدهی ناتمام تاریخ، ای پاسخی که هنوز در راه است. امام زمان، نامی که بیش از آنکه صدا زده شود، در دل زمزمه میشود.
انتظار، فقط نشستن نیست. اگر بود، قرنها پیش از خستگی فرو میریخت. انتظار، ایستادن است؛ ایستادنی خسته اما امیدوار، شبیه درختی در زمستان که هنوز به بهار ایمان دارد. ما منتظر کسی هستیم که نیامدنش، خودش نوعی بودن است؛ حضوری که جهان را از فروپاشی کامل نجات داده، حتی اگر دیده نشود.
نیمهی شعبان، جشن تولد امید است. امیدی که ساده نیست، ارزان نیست، فوری هم نیست. امیدی که از جنس صبر است، از جنس اصلاح، از جنس مسئولیت. انتظار امام زمان یعنی قبول کنیم دنیا همینطور که هست، قرار نیست آخرش باشد. یعنی باور کنیم ظلم، پایانبندی قطعی قصه نیست و عدالت، اگرچه دیر، اما دقیق میآید.
در این شب، چراغها روشن میشوند؛ اما سوال این است: دلها چقدر روشناند؟ انتظار، بیشتر از آنکه به تقویم وابسته باشد، به رفتار ما گره خورده است. انتظار یعنی هر روز از خودمان بپرسیم: اگر امروز بیاید، ما کجای این داستان ایستادهایم؟ در صف تماشاگران، یا در جمع کسانی که تلاش کردهاند شبیه آرمانش زندگی کنند؟
امام زمان، فقط یک شخصیت تاریخی یا اعتقادی نیست؛ او معیار است. خطکش وجدان ماست. با او میشود فهمید چقدر از عدالت حرف زدهایم و چقدر به آن نزدیک شدهایم. انتظارش یعنی تمرین انصاف، حتی وقتی به ضرر ماست. یعنی راستگویی، حتی وقتی دروغ راحتتر است. یعنی انسان ماندن در جهانی که هر روز ما را به چیزی کمتر از انسان بودن تشویق میکند.
نیمهی شعبان، شبی است که آسمان انگار کمی نزدیکتر میشود. دعاها راحتتر بالا میروند و دلها راحتتر میشکنند. در این شب، انتظار شکل دعا میگیرد؛ دعایی نه فقط برای آمدن او، بلکه برای تغییر ما. چون حقیقت تلخ این است: او برای دنیای آماده میآید، نه برای دنیایی که فقط منتظر است.
انتظار، امید فعال است. امیدی که دست به کار میشود، که عدالت را از خانه و کوچه و رفتارهای کوچک شروع میکند. منتظر واقعی، جهان را همانطور که دوست دارد امامش ببیند، میسازد؛ حتی اگر کوچک، حتی اگر ناتمام. انتظار یعنی هر روز کمی کمتر شبیه ظلم باشیم و کمی بیشتر شبیه نور.
و شاید نیمهی شعبان، یادآوری همین باشد: که نبودن، همیشه به معنی غیبت نیست. بعضی حضورها آنقدر بزرگاند که دیده نمیشوند، فقط حس میشوند. امام زمان، نبض پنهان این جهان است؛ تپشی آرام اما مداوم، که میگوید هنوز وقت ناامیدی نیست.
در این شب، میشود دوباره عهد بست؛ نه فقط با او، که با خودمان. که بهتر باشیم، عادلتر، مهربانتر، آگاهتر. انتظار، اگر ما را تغییر ندهد، فقط یک واژه است. اما اگر تغییرمان بدهد، میشود زیباترین شکل ایمان.
نیمهی شعبان مبارک؛ شب تولد کسی که آمدنش، جهان را به خودش برمیگرداند.
انتهای پیام