دانشآموزانی که سالها به مدرسه میروند اما در نوشتن یک متن ساده، نامه اداری یا حتی جملهای بیغلط درماندهاند، محصول یک اتفاق تصادفی نیستند. کاستن از ساعات زنگهای املا و انشا، کماهمیت شمردن دروس زبانمحور و غلبه نگاه نمرهمحور بر آموزش، زبان فارسی را در کلاسهای درس با زخمهایی خاموش روبهرو کرده است؛ زخمهایی که امروز در دفتر مشق دانشآموز دیده میشود و فردا در نوشتار جامعه، رسانه و حتی تولید علم خود را نشان خواهد داد.
به گزارش پایگاه خبری آوای امروز، آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته، حفاظت و پاسداری از زبان فارسی بهعنوان زبان معیار اندیشه، آموزش و هویت ملی است؛ زبانی که نهتنها ابزار ارتباط، بلکه ظرف تاریخ، فرهنگ و حافظه جمعی ایرانیان بهشمار میرود. با این حال، شواهد میدانی، پژوهشهای کارشناسی و تجربه زیسته معلمان نشان میدهد که زبان فارسی در نظام آموزشی رسمی کشور با تهدیدهایی جدی و چندلایه روبهروست؛ تهدیدهایی که از کلاس درس آغاز میشوند و به متن جامعه گسترش مییابند.
گسترش شتابزده شبکههای اجتماعی و پیامرسانها، رواج نوشتارهای غیررسمی و غیراستاندارد، تغییر عامدانه شکل املایی واژهها برای جلب توجه، نفوذ بیضابطه واژههای بیگانه و فعالیت جریانهای هویتستیز با گرایشهای افراطی و توسعهطلبانه، از جمله پانترکیسم، همگی بستری فراهم کردهاند که در آن زبان فارسی روزبهروز فرسودهتر میشود. اما شاید نگرانکنندهتر از همه، آنجاست که خود نظام آموزشی که باید سنگر دفاع از زبان باشد بهتدریج به یکی از عوامل تضعیف آن بدل شده است.
زنگهایی که دیگر نمیزنند
گزارشها و روایتهای میدانی از ضعف نگرانکننده دانشآموزان در نوشتار و حتی گفتار حکایت دارند. کمرنگ شدن درس املا و نگارش (انشا)، حذف یا کاهش ساعات رسمی آنها و نبود ساعت مستقل برای املا در مقاطع بالاتر، بهویژه متوسطه اول، از عوامل اصلی این بحران بهشمار میرود. در کنار آن، نگاه ابزاری و فقط نمرهمحور به آموزش باعث شده برخی دروس پایهای عملاً بیاهمیت تلقی شوند؛ نگاهی که تنها محدود به فارسی نیست و درسهایی مانند ورزش، دفاعی، تفکر و برخی دروس تربیتی دیگر را نیز دربرمیگیرد.
روایت معلمان؛ شواهد میدانی یک بحران
روایت معلمان تصویر عینیتری از این وضعیت ارائه میدهد.صادقی، دبیر ادبیات فارسی پایه نهم از ابهر، نقل میکند که مدیر مدرسه در گروه مجازی دبیران تأکید کرده است: «چون درسهای شما مهم و دشوار نیستند، به همه دانشآموزان نمره ۱۹ یا ۲۰ بدهید تا معدل آنها بالا برود و جبران نمره کم درسهای سختی مثل ریاضی، زبان و عربی شود.»
قاسمی، دبیر ورزش از قیدار، از اعتراض اولیایی میگوید که با تعجب میپرسند: «ورزش که چیزی نیست، چرا به بچه ما ۲۰ ندادی؟»
رسولی، دبیر ادبیات با ۲۸ سال سابقه تدریس در مدارس زنجان، با ابراز نگرانی از آینده دانشآموزانی که املا و انشا در مسیر تحصیلیشان حلقهای ناشناخته است، میگوید: «مشاور تحصیلی مدرسهمان که از استخدامیهای جدید است، در نشستی غیررسمی گفت: دلیلی ندارد دبیران ادبیات، ورزش یا دفاعی سختگیری کنند. اولیا اعتراض دارند که چرا دانشآموز در شیمی و زیست ۱۷ گرفته اما در املا یا انشا ۱۵؟ مگر املا و انشا هم مهم هستند؟»
ستایش دانشآموز دانشآموز پایه هشتم از هیدج و علاقمند به داستاننویسی میگوید: «از معلم نگارش خود خانم عسگری خیلی سپاسگزارم چون به ما شیوه چگونه نوشتن را آموخت. ولی حیف در مدرسه زنگ انشا و املا یک هفته در میان است.»
این نگاه نهتنها شأن حرفهای معلم را زیر سؤال میبرد، بلکه پیام روشنی به دانشآموز منتقل میکند: تمرین، دقت، مهارت و یادگیری عمیق اهمیتی ندارد.
املا؛ ستون پنهان یادگیری
نوشتن و درست نوشتن، زیربنای ارتباط، تولید علم و شکلگیری تفکر است. «املا» از نخستین روزهای آموزش رسمی، پلی میان شنیدن و نوشتن ایجاد میکند؛ پلی میان گوش، چشم، مغز و دست. فواید املا تنها به یادگیری شکل درست واژهها محدود نمیشود؛ تقویت حافظه، افزایش دقت، بهبود تلفظ، خوشنویسی، پاکیزهنویسی و حتی بهبود مهارت خواندن، همگی در گرو آموزش جدی و اصولی املاست.
با این حال، کاهش ساعات این درس و تداوم روشهای کلیشهای، کارآمدی آن را تضعیف کرده است. پژوهشها نشان میدهد اگر آموزش املا بر پایه روشهای علمی و متناسب با رشد زبانی دانشآموزان انجام شود، بسیاری از مشکلات نوشتاری کاهش مییابد. ضعف در املا گاه میتواند نشانه اختلالات ویژه یادگیری مانند نارسانویسی باشد که بدون تمرین کافی تشدید میشود.
راهکارهایی که نادیده گرفته شدند
برخی معلمان، با وجود محدودیتها، تلاش کردهاند با خلاقیت جان تازهای به درس املا بدهند: املای گروهی، دیکتههای تلفیقی، جملهسازی با واژههای کلیدی، همنشینی دانشآموزان قوی و ضعیف و تصحیح مشارکتی. این تجربهها نشان میدهد مشکل در ذات درس املا نیست، بلکه در جایگاه و شیوه اجرای آن در برنامه درسی است.
انشا؛ امپراتوریِ سقوطکرده
اگر املا ستون یادگیری است، انشا قلب تپنده آن است. نوشتن، خلاقیت، تفکر انتقادی و توان تولید معنا را پرورش میدهد. با این حال، زنگ انشا امروز حضوری کمجان و تشریفاتی دارد. درسی که زمانی میدان خیالپردازی و روایت بود، اکنون اغلب به تکلیفی نمرهآور و کماهمیت فروکاسته شده است.
حمزه محمدی، پژوهشگر و معلم، معتقد است: انشا قربانی نظام حافظهمحور و کنکورزده شده؛ نظامی که فعالیتهای ذهنی پیچیده، خلاقیت و استقلال فکری را برنمیتابد.
انشا از نگاه تجربه و روانشناسی رشد
شکوه تقدیسیان، فرهنگی باسابقه و سردبیر پیشین مجله «رشد نوآموز»، انشا را مظلومترین درس نظام آموزشی میداند؛ درسی که قربانی نگاه آزمونزده مدرسه شده است. او تأکید میکند قالبهای کلیشهای مانند مقدمه، بدنه و نتیجهگیری اجباری، نهتنها خلاقیت را تقویت نمیکند، بلکه دانشآموز را از نوشتن گریزان میسازد.
با استناد به دیدگاههای ژان پیاژه، او یادآور میشود که خطاهای نوشتاری کودک بازتاب مرحله رشد ذهنی اوست و باید فرصتی برای پرورش تفکر تلقی شود، نه فقط معیاری برای نمرهدهی.
علوم انسانی در حاشیه؛ زبانی در خطر
کاهش ساعات زبان فارسی و دیگر درسهای علوم انسانی، از مطالعات اجتماعی تا جامعهشناسی، نشاندهنده گفتمانی است که علوم انسانی را کمفایده میپندارد. این رویکرد نهتنها با سند تحول بنیادین ناسازگار است، بلکه پیامدهای فرهنگی و هویتی عمیقی بهدنبال دارد.
شکاف آموزش و زندگی
پرسش بنیادین این است: آیا کتابهای درسی امروز از نظر بار ادبی و تربیتی با آثار ماندگار نسلهای پیش قابل مقایسهاند؟ تجربه نشان میدهد که خیر. نتیجه این شکاف، ناتوانی بسیاری از فارغالتحصیلان در نوشتن متون رسمی و دقیق است؛ ضعفی که با هجوم تکنولوژی و کمرنگ شدن آموزش زبان تشدید شده است.
کارشناسان یکی از بحرانهای جدی آموزش زبان فارسی را شکاف میان محتوای درسی و تجربه زیسته دانشآموزان میدانند. آثاری که نسلهای پیش با آنها پرورش یافتند؛ از «کوکب خانم» و «تصمیم کبری» تا «باز باران» و «انار صد دانه یاقوت»، حامل مفاهیم ماندگار اخلاقی، همدلی و مسئولیتپذیری بودند؛ اما این پرسش جدی مطرح است که آیا جایگزینهای امروز همان عمق، ماندگاری و اثرگذاری را دارند. مقایسه کتابهای غنی فارسی، تاریخ ادبیات و آرایههای ادبی دهههای گذشته با کتابهای درسی امروز نشان میدهد که از نظر بار ادبی و علمی، این برابری وجود ندارد. پیامد این گسست، ناتوانی بخش قابل توجهی از فارغالتحصیلان، حتی در حد نوشتن یک نامه اداری ساده و بیغلط است؛ ضعفی که در نتیجه هجوم شتابزده فناوری، بدون بسترسازی آموزشی، و کماهمیت شدن درسهایی چون فارسی، املا و انشا در نظام آموزشی تشدید شده است.
پاسخِ سیاستگذار و نقد آن
برخی سیاستگذاران آموزشی معتقدند: کاهش تمرین، حذف مشق و کاستن از سختگیری، برای کاهش اضطراب دانشآموزان بایسته است. اما تجربه کشورهایی که چنین رویکردی را اتخاذ کردهاند نشان میدهد این سیاست تنها زمانی موفق است که ابزارهای جایگزین علمی و اثربخش فراهم شود؛ امری که در نظام آموزشی ایران کمتر دیده میشود.
بازگشت به بنیادها با نگاهی نو
تضعیف املا و انشا، پیامدهایی فراتر از غلطهای املایی دارد؛ از فقر واژگانی و ناتوانی در بیان اندیشه گرفته تا بحران در نویسندگی علمی و حتی گسترش سرقت علمی. راه برونرفت نه بازگشت صرف به گذشته است و نه حذف شتابزده سنتها، بلکه بازاندیشی در جایگاه این درسها، افزایش ساعات مستقل و اثربخش، بهکارگیری روشهای خلاقانه و پیوند آموزش با زندگی واقعی است.
زبان فارسی اگر در کلاس درس تضعیف شود، در جامعه نیز آسیب خواهد دید. حفظ آن، از مدرسه آغاز میشود.
گزارش به نقل از زنگان امروز
خبرنگار:پوریا محمد بیگی
انتهای پیام