در موقعیتهای بحرانی، از بلایای طبیعی چون زلزله و سیل گرفته تا پاندمی، جنگ و التهابات اجتماعی، نخستین عرصهای که دستخوش اختلال میشود، زیست روزمره مردم است؛ اما در این میان، نظام آموزش، یکی از شکنندهترین اضلاع این زیست مختل است. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هر بحران، پیش از هر چیز، کلاس درس را هدف میگیرد؛ چه زیر سقف مدرسه و چه در بسترهای مجازی. در این میان، گروههایی هستند که بیش از دیگران هزینه این اختلال را میپردازند: معلمان، دانشآموزان، اساتید و دانشجویان.
به گزارش پایگاه خبری آوای امروز زنجان، تجربه همهگیری کرونا، با کوچ ناگهانی آموزش از فضای فیزیکی به بسترهای دیجیتال، شاید نخستین روبهرویی جدی نظام آموزشی با آموزش مجازی بود؛ تجربهای که اگرچه با شتاب و ناهماهنگی آغاز شد، اما میتوانست به سرمایهای برای مدیریت بحرانهای بعدی بدل شود. نسلی از دانشآموزان که تا دیروز از آوردن تلفن همراه به مدرسه منع میشدند، ناگهان برای نداشتن همان ابزار، مورد مواخذه قرار گرفتند. معلمانی که سالهای پایانی خدمت خود را میگذراندند، ناچار شدند در زمانی کوتاه، سواد دیجیتال را بیاموزند و نقش خود را در بستری ناآشنا بازتعریف کنند.
در سوی دیگر، دانشآموزانی قرار داشتند که آموزش برایشان نه یک حق، بلکه به یک امکان مشروط تبدیل شد؛ امکانی وابسته به داشتن گوشی هوشمند، اینترنت پایدار و فضای خانوادگی مناسب. روایتهایی از اشتراک یک گوشی میان چند دانشآموز در یک خانواده، یا غیبت اجباری از کلاس به دلیل فقر دیجیتال، تنها بخشی از واقعیتی است که کمتر دیده شد.
دانشگاه نیز از این وضعیت مستثنا نبود. دانشجویی که با رؤیای تجربه زیست دانشگاهی وارد این مسیر شده بود، حالا باید میان قطعی اینترنت، اختلال سامانهها و بیثباتی برنامههای آموزشی، معنای تازهای از دانشجو بودن را تجربه کند.
اما پرسش اساسی اینجاست: آیا آن تجربه پرهزینه، به آمادگی امروز انجامید؟پاسخ، چندان امیدوارکننده نیست. در ماههای گذشته و در پی تشدید شرایط بحرانی، بار دیگر آموزش به فضای مجازی بازگشته است. بر پایه گزارشهای رسمی، در مقاطع مختلف سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۴، مدرسهها و دانشگاهها به سمت آموزش غیرحضوری سوق داده شدهاند. با این حال، این بازگشت، اینبار با یک تفاوت معنادار همراه است: اختلال یا محدودیت در زیرساخت ارتباطی.به بیان دیگر، آموزش مجازی در شرایطی دنبال میشود که خودِ اینترنت، بهعنوان زیرساخت اصلی آن، با اختلال یا محدودیت روبهرو است.
گزارشهای منتشرشده نشان میدهد که پلتفرم «شاد» بهعنوان بستر اصلی آموزش در مدرسه، در این روزها با پیک ترافیکی سنگین روبهرو بوده و حتی ارسال پیام در آن بهصورت موقت محدود شده است. این در حالی است که مسئولان، همزمان از کندی در عملکرد این سامانه نیز سخن گفتهاند. تناقضی آشکار میان روایت رسمی از پایداری و تجربه زیسته کاربران از اختلال.
در حوزه آموزش عالی، وضعیت پیچیدهتر است.
بر پایه گزارشهای میدانی، سامانه یادگیری الکترونیکی برخی دانشگاهها در هفتههایی که گذشت با اختلال جدی روبهرو شده است. این تنها یک نمونه از چالشهای زیرساختی در دانشگاههاست؛ چالشهایی که گاه به کندی، قطعی یا ناپایداری کامل سامانههای آموزشی منجر میشود.
از سوی دیگر، تأکید مکرر مدیران دانشگاهی بر لزوم برگزاری منظم کلاسهای مجازی و پاسخگویی به دانشجویان، خود گویای آن است که این نظم، در عمل با اختلال همراه شده و نیازمند تأکید و پیگیری است.حتی در سطوح مدیریتی نیز اذعان شده است که آموزش غیرحضوری، با وجود تداوم، خللهایی در ارائه بهینه خدمات آموزشی ایجاد کرده است.
در چنین شرایطی، آنچه شکل میگیرد، نوعی پارادوکس ساختاری است: کلاس برقرار است، اما اینترنت نیست؛ سامانه تعریف شده، اما دسترسی پایدار وجود ندارد؛ آموزش ادامه دارد، اما یادگیری در تعلیق است.گزارشهای میدانی از استان زنجان و شهرهایش نیز مؤید همین وضعیت است: اختلال در بارگذاری فایلها، قطع و وصل مکرر کلاسها، خطاهای اتصال به سامانههای دانشگاهی و بستر مجازی مدرسهها به ویژه قسمت کلاس مجازی در برنامک شاد و ناتوانی در استفاده همزمان از بسترهای آموزشی؛ مسائلی که هم دانشجویان و دانشآموزان و هم اساتید و معلمان با آن دستوپنجه نرم میکنند.
واقعیت این است که آموزش مجازی، فقط یک تصمیم اداری نیست؛ بلکه یک زیستجهان فناورانه است که بدون زیرساخت، معنا نمییابد. تجربه سالهای شیوع کرونا نشان داد که حتی در شرایط دسترسی نسبتاً پایدار به اینترنت نیز، آموزش مجازی با چالشهای جدی همراه است؛ چه رسد به شرایطی که همان زیرساخت نیز دچار اختلال باشد.در چنین وضعیتی، اصرار بر تداوم آموزش مجازی، بدون تأمین پیشنیازهای آن، بیش از آنکه راهحل باشد، به بازتولید بحران میانجامد.
شاید اکنون، بیش از هر زمان دیگری، نیازمند بازاندیشی در این پرسش باشیم: آیا ادامه آموزش به هر شکل ممکن، هدف است؟ یا کیفیت و عدالت آموزشی، غایتی است که نباید در سایه بحرانها فراموش شود؟ آنچه امروز در حال وقوع است، نه فقط تغییر شکل آموزش، بلکه دگرگونی معنای آن است؛ جایی که حضور در کلاس دیگر مترادف با یادگیری نیست، و آموزش، بیش از آنکه جریان داشته باشد، در تعلیق است.
خبرنگار: پوریا محمد بیگی
انتهای پیام